خلق میگوید در بهداری قرب حسین دردها را بیشتر عباس درمان میکند .

خلق میگوید در بهداری قرب حسین دردها را بیشتر عباس درمان میکند .

دل از ما برد و روی از ما نهان کرد *** خدا را با که این بازی توان کرد...
اشکهایم هر پگاه انتظــــار
گل کند در وعده گاه انتظار
کی به دریای ظهورت میرسد زورق این آبراه انتظــــار
لعل سیراب به خون، تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم ازان چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است (آخ که اگه نفهمی چی می گم...)
ساربان رخت به دروازه مبر کان سر کوی
شاهراهیست که سر منزل دلدار من است
بندهی طالع خویشم که درین قحط وفا
عشق آن لولی سرمست وفادار من است
طبلهی عطر گل و درج عبیر افشانش
فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است
باغبان همچو نسیمم ز در باغ مران
کاب گلزار تو از اشک چو گلنار من است
شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود
نرگس او که طبیب دل بیمار من است
آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
یار شیرین سخن نادره گفتار من است
|
کی میرسی قصمو شیرین کنی |
یاد من اسیر غمگین کنی |
اگر مجنون دل شوریده ای داشت
دل لیلی از آن شوریده تر بود
پنجره زيباست اگر بگذارند ....
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند...
من از اظهار نظر هاي دلم فهميدم ...
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند...
امام جعفرصادق(علیه السلام) فرمودند:
محکمترین حلقـه های ایمان این است که در راه خـدا دوسـت بداری، و در راه خدا دشمـن بداری، و در راه خدا
اعطاء کنی، ودر راه خدا دریغ کنی
شهادت امام جعفر صادق ( ع ) تسلیت باد . " التماس دعا "
دو قدم مانده به احضار کمی فکر کنیم فرصتی نیست دگر بار کمی فکر کنیم در گریز
نفس عمر به غفلت بودیم هر نفس می دهد اخطار کمی فکر کنیم بین ما و دگران
فاصله افتاده عزیز بین ما فاصله بسیار کمی فکر کنیم تا به منزلگه آخر برسی راهی
نیست وبه آن لحظه دیدار کمی فکر کنیم
گل عفاف
هیچ باغبانی را سرزنش نمیکنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است ،
چون باغ بی دیوار از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمیماند .
هیچ کس هم با نام ( آزادی ) دیوار خانه خود را بر نمیدارد و شبها درحیاطش را باز
نمیگذارد . چون خطر رخنه دزد جدی است .
هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ ، در معرض دید رهگذران نمیگذارد تا بدرخشد ،
جلوه کند و چشم و دل برباید . ، چون خود جواهر ربوده میشود.
هر چه که قیمتی تر باشد ، دصد مراقبت آن بالاتر میرود ، هر چه که نفیس تر باشد ، بیم ربودن و غارتش
بیشتر و مواظبتش لازمتر .
" اگر در شیشه عطر را باز بگذاری ، عطرش میپرد . "
اگر رشته مرواریدت را در کمد و صندوق نگذاری و در آن را نبندی گم میشود . گوهر عفاف را به بهای چند
نامه و نگاه و لبخند نفروشند . زن به خاطر لطافتی که دارد ، نباید در دستهای خشن کامجویان دیو سیرت که
نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند ، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چیدند او را دور اندازند ، یا
زیر پایشان له کنند .
زن به خاطر عصمتی که دارد و میراث دار پاکی مریم است ، نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه گردد .
گوهر عفاف و پاکی ، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست .
دزدان ایمان و غارتگران شرف نیز فراوانند
.
اگر در مقابل پنجره ی خانه ات ، توری نزنی ، از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود .
وقتی راه پشه ها را میبندی ، خود را ( مصون ) ساخته ای نه ( محدود ) و زندانی .
وقتی در خانه ات را میبندی ، یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی ، خانه خود را از ورود بیگانه و نگاه های
مزاحم در پناه قرار داده ای ، نه که خود را در قید و بند و حصار افکنده باشی .
اگر برای ایمنی از خطر ها و آسودگی از مزاحمان ، خود را بپوشانی نه کسی ایراد میگیرد ، و نه اگر هم ایراد
بگیرد ، اعتنا میکنی ، چرا که سخنش را بی منطق و نا آگاهانه میدانی و میبینی .
اینکه ( دل باید پاک باشد ) بهانه ای برای گریز جاهلانه ار همین مصونیت است و
آویختن به شاخه ( لاقید ) ، و گرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک برخیزد .
ظاهر ، آیینه ی باطن است و .... ( از کوزه همان برون طراود که در اوست )
زن به خاطر ارزش و کرامتی که دارد باید محفوظ بماند و خود را حراج نکند .
در بازار سوداگران شهوت ، سادگی و خامی است که کسی خود را در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم
و چشم های ناپاک قرار دهد ، و به دلبری و جلوه گری بپردازد و خیال کند بیماردلان و راهزنان عفاف را
وسوسه نمی اندازد و از زهر گناه ها و نیش پشه های شهوت در امان میماند .
بعضی از نگاه ها ویروس گناه منتشر میکند و بعضی از چهره ها ، حشره مزاحم جمع میکند
.
خراب کردن همه دیوار ها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها ، نشانه تیره اندیشی است ، نه
روشن فکری ! علامت جاهلیت است نه تمدن !
میگویی نه ؟ به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی و بی آیرویی با دو دست پشیمانی بر سر غفلط
خویش میزنند و بر جهالت خود لعنت میفرستند .
کسی که از ( جماعت رسوا ) نگریزد ( رسوای جماعت میشود ) .
آنکه ایمان را به لقمه ای نان میفروشد ،
آنکه یوسف زیبایی را با چند سکه قلب عوض میکند ،
آنکه ( کودک عفاف ) را جلوی صدها گرگ گرسنه میبرد و به تماشا میگذارد ، روزی هم پشت دیوار ندامت ،
اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت ، در آخرت هم به آتش خود ، خواهد سوخت .
از اول که جامه عفاف ، سفید و شفاف است ، نباید گذاشت چرکابه ی گناه بر آن بپاشد .
از اول باید مواظب بود که این کاسه ی چینی نشکند و این جام بلورین ترک بر ندارد .
از اول نباید به پای بیگانه ، اجازه ی ورود به مزرعه ی نجابت داد که بوته های نورس عصکت را لگد مال
کند .
ولی ... گریه بی حاصل است و بی ثمر ، وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد .
" التماس دعا "
تو رو خدا واسه باباییم دعا کنید . بیمارستانه . خدا خیرتون بده ![]()
![]()
خدا جونم بابامو از تو میخوام . تو رو به حضرت زهرا کمکش کن .
خدایاااااااااااا...................