تبليغاتX
شاهان جهانند گدایان حسین ::
شاهان جهانند گدایان حسین
امیـــــــــــــــــــــــــــــــد 

بگذار زندگی کمر به قتلم بندد ، بگذار دنیا مرا نادیده بگیرد ، بگذار آسمان بر سرم آوار شود . بگذار روزگار باز هم با من دشمنی کند ، آرزوهایم را به باد خزان بسپرد ، دلم را بشکند و پایم را زنجیر کند ....... ولی ؛

باز اوست که شکست خورده ، من سهمم را از دنیا خواهم گرفت

میگویند " خوستن توانستن است "میگوند تنها کسی نمیتوناد که نا امید است " اما من خواسته ام و نتوانسته ام ، مگر میشود کسی نخواهد زندگی کند ؟ نخواهد برخیزد و بایستد ......

همه این نتوانستن های قدرتمند نا امیدی در پی دارد ولی من ناامید نیستم . باز هم میگویم :

" من از سلاله درختانم ، تنفس هوای مرده ملولم میکند .... پرنده ای که مرده بود به من پند داد ، پرواز را به خاطر بسپارم . " من از سلاله درختانم و درختان ایستاده میمیرند ، من به میدان زندگی پشت نمیکنم ، هرگز !!!

من سهمم را از زندگی خواهم گرفت ، من میخواهم معجزه کنم ، مگر نه اینکه خداوند معجزه را به دستان برگزیدگانش جار میسازد ؟ " پرواز بدون بال معجزه است و من میخواهم معجزه کنم "

حتی اگر روزی زندگی با تمام تلخی هایش توانست مرا به زانو در آورد ، نخواهم گذاشت عجزم را ببیند .... پاهایم را تا زانو قطع میکنم تا باز هم ایستاده باشم ....

معجزه یعنی من ، یعنی تو دوست هم باورم ، ما معجزه خواهیم کرد ، شک نکن....!!!

آسمان آبی آبیست مگر شک داری ؟

زندگی سهم کمی نیست مگر شک داری ؟

در رگ زنده ی این هستی خواب آلود

باور معجزه جاریست مگر شک داری ؟

 

|+|
نوشته شده توسط مرغ ملکوت در دوشنبه 1385/07/17 و ساعت 5:13