
با همهی لحن خوش آواييم دربدر کوچهی تنهاييم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمهی تو از همه پرشورتر
کاش که اين فاصله را کم کنی محنت اين غافله را کم کنی
کاش که همسايهی ما می شدی مايهی آسايهی ما می شدی
هر که به ديدار تو نائل شود يک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد سينهی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامهی جان منست نامهی تو خط امان منست
ای نگهت خواستگه آفتاب بر من ظلمت زده يک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست يار و مددکار ما كي و كجا وعده ديدار ما 
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد به هواي ديدن توهوس حجاز دارد
به مكه آمدم اي عشق تا تو را بينم تواي كه نقطه عطفي به اوج آئينم
كدام گوشه مشعر ، كدام كنج منا به شوق وصل تو در انتظار بنشينم ؟
روا مباد كه بر بندهات نظر نكني روا مباد كه ارباب جز تو بگزينم
چو رو كني ، به رهت درد و رنج نشناسيم به لطف روي تو دست از ترنج نشناسيم

