تبليغاتX
شاهان جهانند گدایان حسین ::
شاهان جهانند گدایان حسین
گل عفاف 

گل عفاف

هیچ باغبانی را سرزنش نمیکنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است ،

 

 چون باغ بی دیوار از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمیماند .

 

 هیچ کس هم با نام ( آزادی ) دیوار خانه خود را بر نمیدارد و شبها درحیاطش را باز

 

 نمیگذارد . چون خطر رخنه دزد جدی است .

 

هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ ، در معرض دید رهگذران نمیگذارد تا بدرخشد ،

 

 جلوه کند و چشم و دل برباید . ، چون خود جواهر ربوده میشود.

 

هر چه که قیمتی تر باشد ، دصد مراقبت آن بالاتر میرود ، هر چه که نفیس تر باشد ، بیم ربودن و غارتش

 

 بیشتر و مواظبتش لازمتر .

 

" اگر در شیشه عطر را باز بگذاری ، عطرش میپرد . "

 

اگر رشته مرواریدت را در کمد و صندوق نگذاری و در آن را نبندی گم میشود . گوهر عفاف را به بهای چند

 

 نامه و نگاه و لبخند نفروشند . زن به خاطر لطافتی که دارد ، نباید در دستهای خشن کامجویان دیو سیرت که

 

 نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند ، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چیدند او را دور اندازند ، یا

 

 زیر پایشان له کنند .

 

زن به خاطر عصمتی که دارد و میراث دار پاکی مریم است ، نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه گردد .

 

گوهر عفاف و پاکی ، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست .

 

دزدان ایمان و غارتگران شرف نیز فراوانند

.

اگر در مقابل پنجره ی خانه ات ، توری نزنی ، از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود .

 

وقتی راه پشه ها را میبندی ، خود را ( مصون ) ساخته ای نه ( محدود ) و زندانی .

 

وقتی در خانه ات را میبندی ، یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی ، خانه خود را از ورود بیگانه و نگاه های

 

 مزاحم در پناه قرار داده ای ، نه که خود را در قید و بند و حصار افکنده باشی .

 

اگر برای ایمنی از خطر ها و آسودگی از مزاحمان ، خود را بپوشانی نه کسی ایراد میگیرد ، و نه اگر هم ایراد

 

 بگیرد ، اعتنا میکنی ، چرا که سخنش را بی منطق و نا آگاهانه میدانی و میبینی .

 

اینکه ( دل باید پاک باشد ) بهانه ای برای گریز جاهلانه ار همین مصونیت است و

 

 آویختن به شاخه ( لاقید ) ، و گرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک برخیزد .

 

ظاهر ، آیینه ی باطن است و .... ( از کوزه همان برون طراود که در اوست )

 

زن به خاطر ارزش و کرامتی که دارد باید محفوظ بماند و خود را حراج نکند .

 

در بازار سوداگران شهوت ، سادگی و خامی است که کسی خود را در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم

 

 و چشم های ناپاک قرار دهد ، و به دلبری و جلوه گری بپردازد و خیال کند بیماردلان و راهزنان عفاف را

 

 وسوسه نمی اندازد و از زهر گناه ها و نیش پشه های شهوت در امان میماند .

 

بعضی از نگاه ها ویروس گناه منتشر میکند و بعضی از چهره ها ، حشره مزاحم جمع میکند

.

خراب کردن همه دیوار ها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها ، نشانه تیره اندیشی است ، نه

 روشن فکری  ! علامت جاهلیت است نه تمدن !

میگویی نه ؟ به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی و بی آیرویی با دو دست پشیمانی بر سر غفلط

 

 خویش میزنند و بر جهالت خود لعنت میفرستند .

 

کسی که از ( جماعت رسوا ) نگریزد ( رسوای جماعت میشود ) .

 

آنکه ایمان را به لقمه ای نان میفروشد ،

 

آنکه یوسف زیبایی را با چند سکه قلب عوض میکند ،

 

آنکه ( کودک عفاف ) را جلوی صدها گرگ گرسنه میبرد و به تماشا میگذارد ، روزی هم پشت دیوار ندامت ،

 

 اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت ، در آخرت هم به آتش خود ، خواهد سوخت .

 

از اول که جامه عفاف ، سفید و شفاف است ، نباید گذاشت چرکابه ی گناه بر آن بپاشد .

 

از اول باید مواظب بود که این کاسه ی چینی نشکند و این جام بلورین ترک بر ندارد .

 

از اول نباید به پای بیگانه ، اجازه ی ورود به مزرعه ی نجابت داد که بوته های نورس عصکت را لگد مال

 کند .

 

 ولی ... گریه بی حاصل است و بی ثمر ، وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد .

" التماس دعا "  

|+|
نوشته شده توسط مرغ ملکوت در پنجشنبه 1385/08/25 و ساعت 22:24